الشيخ أبو الفتوح الرازي
379
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كه گفت * ( لَمْ يَأْتُوكَ ) * وقف است براى آن كه در جاى صفت قوم است چنان كه آخرين صفت اوست و تقدير آن است لقوم آخرين غائبين . و سمّاع بناء مبالغت باشد در سامع و همچنين جمله ابنيه فعّال تا ( 1 ) صنعت و حرف غالب شده است و از اين جا جاسوس را سمّاع خوانند لكثرة سماعه و استماعه الى من يريد الوقوف على كلامه و رفع او بر ابتدا باشد و خبرش * ( مِنَ الَّذِينَ هادُوا ) * كه مقدّم است بر او و معنى آيت آن است كه ايشان را وصف كرده ( 2 ) به دو چيز يكى آن كه دروغ مىگويند در آنچه مىشنوند يعنى يستمعون اليك ليكذبوا ( 3 ) عليك ، دگر آن كه جاسوسند گروهى را كه غايبند از شما و حاضر نهاند . و بعضى مفسّران گفتند مراد ( 4 ) سمّاعون اول قبول است يعنى قابلند دروغ را در حقّ تو كه محمدى من قولهم : سمع الله لمن حمده و سمع الله دعاه اى اجابه و قبله و فلان لا يسمع منك اى لا يقبل منك و معنى آن كه * ( سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ ) * آن است كه جماعتى جهودان از احبار گروهى را فرستادند پيش رسول - عليه السّلام - در حادثه ( 5 ) كه ( 6 ) افتاد به خيبر . و آن ، آن بود كه دو كس از اشراف و معروفان اهل خيبر زنا ( 7 ) كردند و ايشان محصن بودند و در توريت حكم ايشان رجم بود و ايشان را نمىبايست كه رجم كنند ايشان را براى حرمت و شرف ايشان ( 8 ) و طمع [ 389 - پ ] داشتند كه در شرع رسول ما - صلَّى اللَّه عليه و آله - آن را تخفيفى ( 9 ) باشد و اهل خيبر را با رسول - عليه السّلام - حرب بود كس فرستادند به جهودان بنى قريظه و نضير و گفتند ما را حادثه افتاده است و مىخواهيم كه از محمّد فتوى پرسيم اكنون شما را به او صلح است اين كسان ما را آن جا برى ( 10 ) تا اين مسأله بپرسند و ايشان را گفتند اگر محمد در حقّ ايشان حدّ جلد
--> ( 1 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت بر . ( 2 ) . وز ، مر : وصف كرد ، آج ، لب ، لت : وصف كردند . ( 3 ) . آج ، لب ، مر : ليكذبوك . ( 4 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت به . ( 5 ) . آج ، مر : حادثهاى . ( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . اساس : زنان ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . آج ، لب ، مر : لت : شرفشان . ( 9 ) . آج ، لب ، مر : تخفيف . ( 10 ) . مر ، لت : بريد .